خرید بک لینک
عکسای عسل رو میدیدم که از ۴سال پیش با امیر هست.... این وسط حتی امیر بهش گفته، بابام گفته دختر خیلی پولدار بگیرم! یعنی عسل جون ماشین تو پرایده! با اینحال آخر هفته ها عشق و حالن و کلا از هم نگذشتن.... حالا خیلی دقیق نمیدونم، ولی اینو میدونم حداقل عسل نگذشته! میخوام بگم رابطه ها خیلی پایین بالا داره.... مثلا تو این ۷سال که ما با هم بودیم، دلخوریا کم نبوده.... یه جا من بریدم، یه جا اون، این اواخرم که هردو باهم بریدیم! ولی خب حالا بزرگ شده، پاپیش گذاشت.... که اونم من اولش هاپووار برخورد کردم، ولی طبق روال گذشته کم نیاورد و ادامه داد! و خب تازه بعد ۷سال رنگ چشامو کشف کرده.... که عه چشات این رنگیه

برچسب: چرت,پرت,نوشتهای,رابطه, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

من عید که عیدی میگیرم،

همه رو میزارم تو کشو؛

تا آخرسال هرجا گیر کنم یه پاتک میزنم...

مثلا وقتی غذا آوردن، پول نیست...

یا دارم میرم بیرون عجله دارم، وقت ندارم پول از بانک بردارم....

تا آخر سال تو این موارد لنگ نمیمونم.

ولی امسال دیگه تقریبا به جز یه تراول و یه کم خرده چیزی نمونده....

اوضاع یکم درام تر از اونی هست که نشون میده....

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 8:46 توسط پناهنده |

برچسب: خود,حدیث,مفصل,بخوان,این,مجمل, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

میدونستید من سالهاست دوست دارم "نخست وزیر" شم؟

ممکنه بگید همچین پستی که نداریم...!!!

اما خب این دلیل کافی ای نیست....

من که میتونم دوسش داشته باشم! :)

پ.ن: اینو به هرکی میگم غش غش میزنه زیر خنده....
منم میخندم البته باهاشون.... خب چاره ای نیست! :دی

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:31 توسط پناهنده |

برچسب: آرزو,جوانان,عیب,نیست, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

آهنگ "ای یار" امیرحسین....

میخوام بگم پارسال تمام رای من بود این پسر....

نوش جونش جایزه ش!

گوش کنید، حتما کِیف میکنید.... ;-)

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:4 توسط پناهنده |

برچسب: دوسش,دارم, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

من حساسم... من به اسم 8و8 حساسم...
من به همه اون دوران و آدمهاش حساسم...
و خب برخلاف تصور عموم، هیچ علاقه ای به بر.اند.اخته شدن نظ.ام و انق.لاب دیگر ندارم!!
اما چیزی از حساسیتم کم نمیکند وقتی میشنوم؛
آشیخ از صبح امروز در ح.ص/ر اعتصاب غذا کرده....
و این برای مردی به سن و سال او و در آن شرایط اصلا خوب نیست!

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:13 توسط پناهنده |

برچسب: خودش,عاقبت,همه,خیر,کند, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

میدونستید یه پایان نامه کوفتی دارم که دیگه نمیتونم عقب بندازمش....

چون استاد گفته حذفت میکنم!!

و نمیتونم هیچ کار دیگه ای رو انجام بدم،

وقتی فکر پایان نامه تو سرمه و خسته م کرده!!!

یکی بیاد نکات ریزش رو بهم بگه لطفا!!
مثلا من نمیدونم چجوری رفرنسارو که استفاده میکنم، با چه طبقه بندی ای نگهدارم از دست نره!؟

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:28 توسط پناهنده |

برچسب: خسته,شدم, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

آهنگ سوگند گوگوش....

حس کردم واسه ما دوتاس....

"رو آب ِ آبی دریا
به فکر ساختن خونه اس
همه اش غرقه توی رویا
مثل من گاهی دیوونه اس"

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:38 توسط پناهنده |

برچسب: نمیگفت,نپرسیدم,این,قایق,کجا,میره, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

امروز خوندم ۲۰ سال از اکران تا.یتا.نیک گذشته... باید بگم یکی از دلایل من واسه کلاس زبان رفتن، بعد از دیدن این فیلم بود.... همونموقع با خودم عهد کردم برم کلاس زبان، یه بار دیگه ببینمش تا بفهمم چی میگن.... که البته دیگه ندیدمش.... اونموقع وی اچ اس بود که البته دستگاهمونم کنترل نداشت! دخترخاله بزرگم نشسته بود جلو به عنوان ناظر فنی، جاهای صحنه دارو دستی از جلو رد میکرد.... و خب هیچ بنی بشری هم از جمله پسرا حق نطق کشیدن نداشتن.... چون همینجوریشم داشتیم کار ناشایستی انجام میدادیم.... بعله... اینجوریا... + نوشته شده در جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:30 توسط پناهنده |

برچسب: وقتی,کودک,بودم, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

داشت میگفت فلانی رفته بانه، تا با پولی که پدرزنش ریخته به حسابش،جهیزیه بخره برگرده!!!منم نه بردم، نه آوردم.... گفتم من که اصلا پول به تیر و تخته نمیدم!!هرچیزی اندازه ش.... و مورد نیاز....به اون نگفتم، ولی من با پول یه جهار عالی میتونم، یه خونه کوچیک بخرم....که سرمایه خودم و به نام من باشه!!نه اینکه بعد چندسال، اون وسایل صدنارم ارزش نداشته باشه!!براش مثال زدم، خالم از دخترش پرسید من انقدر پول میتونم بهت بدم، جهاز میخوای یا خونه!؟اونم گفت خونه....بعدم با هم دوتایی شرط گذاشتن کار کنن تا بتونن وسایل رو قسطی بخرن!!الانم 6 صبح دوتایی میزنن بیرون تا 5 6 عصر....خیلیم خوبه... هم پسر قدر محبت میدونه،

برچسب: زیاده,گویی, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

مراسم بزرگداشت تغییر نام اتوبا.ن نیایش به آیت ا... ه.ا.شمی....
خودش به اندازه کافی مسخره بود!!

حالا میترسم
بعد فوت صاحبش،
ایران رو به نام متوفی اسمگذاری کنن....


اگه مرد هستید و قدرشناس، اسم. مص.دق رو بزارین یه جایی...

+ نوشته شده در جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:1 توسط پناهنده |

برچسب: والا, نویسنده: مانی جلالی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:38

صفحه بندی